الهه
معنی انگلیسی
deity divinity God goddess
واژههای انگلیسی با این معنی
- goddess الهه، ربه النوع، زني که اورازياد دوست داشته بپرستند
- nox الهه شب، شب.
- Luna الهه ماه، ماه .، ماه
- Vesta الهه کانون، ناميکيازخرده سيارات، يکجورفتيله مومي
- silenus الهه جنگل.، سيلنوس
- nemeses الهه انتقام، دار گونه کينه جويي
- nemesis الهه انتقام، دار گونه کينه جويي
- Lucina الهه زايمان، زائو، ماما.
- Euterpe الهه موسيقي، سرودافرين
- Bellona نام الهه جنگ
- Nike الهه پيروزي.
- faunis الهه جانوران.
- themis الهه دادگستري
- Eris الهه ناسازگاري.
- Artemis الهه ماه و شکار.
- Diana نام الهه ماه وشکار، زن شکارکن، الهه ي ماه و شکار
- palladian وابسته به الهه خرد
- aphrodite الهه ء عشق و زيبايي، ونوس يوناني.
- Athena الهه ء عقل و زيبايي، شهر اتن.
- isis ايزس الهه حاصلخيزي.
- Ceres الهه زراعت و رستني ها.، نخستين و بزرگترينخرده سياره
- muse الهه شعر و هنرهاي زيبا، قريحه شاعري، شاعر
- Demeter الهه زراعت و حاصلخيزي.
- Minerva الهه خرد در اساطير رومي، مي نروا