الکترونی
معنی انگلیسی
electronic
واژههای انگلیسی با این معنی
- barrier layer بند الکتروني
- electron cloud ابر الکتروني
- electron could ابر الکتروني
- electron cutting برش الکتروني
- electron gas گاز الکتروني
- electron particle ذره الکتروني
- electron wave موج الکتروني
- electronic transition جهش الکتروني
- electron beam اشعه الکتروني
- electron hole حفره الکتروني
- electron lens عدسي الکتروني
- electron mirror آينه الکتروني
- electron ray اشعه الکتروني
- electron tube لامپ الکتروني
- electron-shell لايه الکتروني
- electronic flash فلاش الکتروني
- electron physics فيزيک الکتروني، فيزيک الکترونها
- electron capture ربايش الکتروني، جاذبه الکتروني
- electron coupling پيوست الکتروني، تزويج الکتروني
- electron cascade آبشار الکتروني
- electron configuration آرايش الکتروني
- electron current جريان الکتروني
- electron flow جريان الکتروني
- electron sheath پوسته الکتروني