امتحانی معنی انگلیسی experimental shakedown tentative test trial واژههای انگلیسی با این معنی trial trip مسافرت آزمايشي يا امتحاني little go نخستين امتحاني که براي گرفتن درجه در b.a، کمبريج بايد داد previous examination نخستين امتحاني که درجه B.A در کمبريج بايد، داد probationary آزمايشي، امتحاني، مبني بر آزمايش tentatively بطور آزمايشي، امتحاني، منباب آزمايش probational آزمايشي، امتحاني، مبني بر آزمايش tentative آزمايشي، پيشنهاد امتحاني، آزمايش experimental تجربه اي، ازمايشي، امتحاني