امرار معاش معنی انگلیسی living subsistence واژههای انگلیسی با این معنی potboil براي امرار معاش نويسندگي ياکارهاي هنري، مبتذل کردن. self subsistence اعاشه خود بخود، امرار معاش کننده در نفس خود. amateurism دوستاري، اشتغال هنر بخاطر ذوق نه براي امرار معاش. subsist زيست کردن، ماندن، ماندگار بودن subsistence زيست، گذران، معاش