املا معنی انگلیسی dictation orthography spelling واژههای انگلیسی با این معنی orthographies املا، حروف نويسي، درست نويسي orthography املا، حروف نويسي، درست نويسي spelling املا، هجي dictation املا ء، ديکته، تلقين. orthographic املا يي. speller کتاب املا، هجي کننده orthographically از لحاظ املا، با املاي درست، درست respell دوباره املا کردن، دوباره نگاشتن، به حروف آوايي نگاشتن phoneticism عقيده به نوشتن و املا کردن کلمه مطابق صدايا، تلفظان