امنیت
معنی انگلیسی
safety security
واژههای انگلیسی با این معنی
- securities امنيت، اسايش، اطمينان
- security امنيت، اسايش، اطمينان
- national security امنيت ملي
- job security امنيت شغلي
- angle of safety زاويه امنيت، زاويه تامين گلوله
- security council شوراي امنيت، شوراي حفاظتي يکان
- buffer distance حاشيه امنيت، محوطه امنيت
- external security امنيت خارجي
- data security امنيت داده ها
- computer security امنيت کامپيوتر
- software security امنيت نرم افزاري
- pacific security pact پيمان امنيت پاسفيک، رجوع کنيد به: Anzus
- overhead clearance حاشيه امنيت بالاي سر، فاصله بالاي سر
- safety fork دوشاخه امنيت (توپخانه)، گيره ضامن
- security specialist فردي که مسئول امنيت فيزيکي مرکز، کامپيوتر است
- police action عمليات انتظامي محلي براي حفظ امنيت.
- minimum clearance حداقل حاشيه امنيت بالاي مانع (توپخانه)
- trust territory ناحيه تحت قيمومت شوراي امنيت سازمان ملل، متحد.
- peacefulness ارامش، امنيت، اسودگي
- crest clearing graph نمودار تعيين کمترين درجه مربوط به حاشيه، امنيت مانع
- internal security تامين داخلي، امنيت داخلي، عمليات ضد شورشي
- inflight reliability تامين هواپيما در حين پرواز، امنيت پرواز
- NSC مخفف: هيات مشاوران عالي رئيس جمهور، شوراي امنيت ملي
- area of uncertainity منطقه عدم اطمينان، محوطه عدم امنيت