انباره
معنی انگلیسی
accumulator storage battery
واژههای انگلیسی با این معنی
- serial storage انباره سري، انباره نوبتي
- auxiliary storage انباره کمکي، حافظه کمکي، ذخيره سازي کمکي
- storage cycle چرخه انباره، سيکل انباره
- fixed storage انباره ثابت، حافظه ثابت
- file storage انباره فايل
- high storage انباره بالا
- intermediate storage انباره واسط
- local storage انباره محلي
- reserve accumulator انباره کمکي
- storage register ثبات انباره
- parallel storage انباره موازي، انبارش موازي.
- storage capacity ظرفيت انباره، گنجايش انباره
- storage protection حفاظت انباره، حفاظت حافظه
- virtual storage انباره مجازي، حافظه مجازي
- static storage انباره ايستا
- associative storage انباره انجمني، يک وسيله مخصوص ذخيره اطلاعات که در آن، آدرس محل ذخيره اطلاعات از طريق محتوي
- nesting storage انباره تودرتو، انباره پشته اي.
- capacitor store انباره خازني.
- circulating storage انباره گردشي.
- control store انباره کنترل.
- external store انباره خارجي.
- heat sink انباره حرارتي
- permanent store انباره دائمي.
- program storage انباره برنامه