انباشت معنی انگلیسی accumulation bank collection drift واژههای انگلیسی با این معنی coacervation هم انباشت، هم چگانگي capital accumulation انباشت سرمايه، تراکم سرمايه ground water storage آب انباشت زيرزميني Lake درياچه، آب انباشت، استخر snowpack برف انبوه، برف انباشت accumulation of capital تراکم سرمايه، انباشت سرمايه floccus گيسوگوي، موگوي، کرک انباشت snowbank توده ي برف، برف کوهه، برف انباشت coenocyte رجوع شود به syncytium، سنوسيت، انباشت ياخته padded ذبي دار، پشتي دار، پر