اندازه بودن معنی انگلیسی fit واژههای انگلیسی با این معنی fitting اندازه بودن، امدن، درخور overabound بيش از اندازه فراوان بودن balance earth works يک اندازه بودن حجم خاک برداري با حجم، خاک ريزي در يک کارگاه bathyconductograph باتي کانداکتوگراف، وسيله اندازه گيري ميزان هادي بودن آب fit بيهوشي، غش، تشنج incommensurability گنگي، اصم بودن، تباين