انشاء معنی انگلیسی essay واژههای انگلیسی با این معنی introduce law انشاء قانون cacology تلفظ يا انشاء غلط recompose دوباره انشاء کردن.، دوباره آرام کردن acyrology انشاء و گفتار غلط. topic sentence (در انشاء) جمله سرسطر، جمله عنوان. archaism (استعمال) انشاء يا سخن يا اصطلاح کهنه، کلام يا تعبير منسوخ archaist (استعمال) انشاء يا سخن يا اصطلاح کهنه، کلام يا تعبير منسوخ archaistic (استعمال) انشاء يا سخن يا اصطلاح کهنه، کلام يا تعبير منسوخ gracility باريکي، سادگي (انشاء) estate in reversion هبه قابل رجوع از جانب واهب، هبه اي که مدتي پس از انشاء تحقق يابد