انضباطی معنی انگلیسی disciplinary واژههای انگلیسی با این معنی disciplinary انضباطي، انتظامي indiscipline بي انضباطي، بي انتظامي indicipline بي انضباطي disciplinary punishment کيفر انضباطي، مجازات انضباطي disciplinary barracks زندان انضباطي، ندامتگاه، بازداشتگاه نظامي disciplinary segregation زندان انضباطي، بازداشت در بازداشتگاه disciplinary action تنبيه انضباطي nunjudicial punishment تنبيه انضباطي disciplinary regulation مقررات انضباطي punishment book آيين نامه انضباطي disciplinal انتظامي، انضباطي disciplinary control board کميسيون 5 نفري يکانها، کميسيون 5 نفري، شوراي انضباطي يکان