انقیاد معنی انگلیسی subjection واژههای انگلیسی با این معنی subjugation انقياد، اطاعت، مقهور سازي binding time هنگام انقياد، زمان انقياد، مرحله اي که در آن مترجم شکل زبان ماشين subjugate تحت انقياد درآوردن، مطيع کردن، مقهور ساختن subjection پيروي، انقياد، اطاعت heteronomy پيروي ازقانون ديگري، انقياد، تبعيت submissiveness فرمانبرداري، انقياد، فروتني insubjection ازادي، عدم انقياد sufferance رضايت ضمني، سکوت موجب رضا، فرمانبرداري subordination تابعيت، وابستگي، زير دستي