انگلستان
معنی انگلیسی
England
واژههای انگلیسی با این معنی
- England انگلستان، جزيره ي بريتانياي کبير به استثناي اسکاتلند و، ويلز
- north country انگلستان شمالي
- king of england پادشاه انگلستان
- Sheffield شهري در انگلستان
- Anglia نام لاتين انگلستان
- Harvard دانشگاهي در انگلستان
- Anglian مربوط به نژاد انگلستان، زبان قوم انگل ها، وابسته به قوم انگلز و فرهنگ و زبان آنها
- thane در تاريخ انگلستان (خان)
- consolidated annuities ديون عمومي (در انگلستان)
- jockey club باشگاه سوارکاران انگلستان
- elizabeth اليزابت اول ملکه ي انگلستان
- match fishing مسابقه ماهيگيري در انگلستان
- f.a cup جام اتحاديه باشگاههاي انگلستان
- lord chief justice رئيس کل محکمه استيناف انگلستان
- Midlands ناحيه ي صنعتي در مرکز انگلستان
- Berkshire شهرستان برکشير در جنوب انگلستان، خوک برکشير
- albion انگلستان (نام باستاني وشاعرانه)، انگليس
- longbow کمان بلند در انگلستان قرون وسطي
- Briticism لغت يالهجه يازبانزدويژه انگلستان
- Britishism لغت يالهجه يازبانزدويژه انگلستان
- noctule يکجور شب کور در انگلستان که از همه، شبکورهاي ديگر آن کشوربزرگتراست
- conformist کسيکه پيروآيين کليساي انگلستان است
- prestel سرويس متن تجاري تصويري در انگلستان
- big five پنج بانک معتبر انگلستان يعني بانکهاي، ميدلند، لويدز