انگیز
معنی انگلیسی
cause motive
واژههای انگلیسی با این معنی
- plaintive غم انگيز، ناله اميز، گله اميز
- grievous غم انگيز، حزن اور، اندوه نما
- incendiary اتش انگيز، اتش افروز، حريق افگن
- pitiful رقت انگيز، اسف اور، پست
- pathetic رقت انگيز، تاثراور، موثر
- pitiable رقت انگيز، قابل ترخم، سزاوارسرزنش
- jovial طرب انگيز، خوش گذران، عياش
- piteous رقت انگيز، دلسوزي اور، رقت اور
- hallucinous وهم انگيز، هذيان اور.
- enviable رشک انگيز، غبطه اور
- provocative of love عشق انگيز
- revolutionist شورش انگيز، پيشواي انقلاب، شورش طلب
- prodigious شگفت انگيز، عجيب، نديده و نشنيده
- marvellous سگفت انگيز، شگفت آميز، حيرت انگيز
- marvelous سگفت انگيز، شگفت آميز، حيرت انگيز
- incensive فتنه انگيز، متعلق، فساد اميز
- inflammatory فتنه انگيز، فساد اميز، اماسي
- loathesomeness نفرت انگيز، زننده، دافع
- loathful نفرت انگيز، زننده، دافع
- loathsome نفرت انگيز، زننده، دافع
- stupendous شگفت انگيز، شگرف، حيرت آور
- detestable نفرت انگيز، بسيار بد، مکروه
- hypnogenic خواب انگيز، هيپنوتيسم انگيز
- surprising شگفت انگيز، حيرت آور