انگیزنده معنی انگلیسی intriguing واژههای انگلیسی با این معنی instigator انگيزنده، مفسد، شر راه انداز provocative انگيزنده، انگيز، محرک incentive انگيزنده، محرک، داعي fomenter انگيزنده، محرک، مفتن incitant انگيزنده، منبه stimulant مهيج، محرک، انگيزنده animating جان بخش، روح بخش، انگيزنده causative سببي، سبب شونده، انگيزنده