اوراق بهادار معنی انگلیسی paper money papers securities واژههای انگلیسی با این معنی negotiable papers اوراق بهادار، اوراق قابل انتقال assumed portfolio اوراق بهادار مفروض government securities اوراق بهادار دولتي securities department اداره اوراق بهادار securities market بازار اوراق بهادار security market بازار اوراق بهادار bearer securities اوراق بهادار بي نام registered securities اوراق بهادار با نام mercantile papers اوراق بهادار بازرگاني ceded portfolio اوراق بهادار واگذار شده marketable securities اوراق بهادار قابل معامله transferable securities اوراق بهادار قابل انتقال transfer of portfolio انتقال موجودي اوراق بهادار portfolio entry قلم متعلق به موجودي اوراق بهادار re-issuable notes اوراق بهادار در وجه حامل که پس از يک، بار پرداخت دوباره قابل استفاده هستند treasury bonds اسناد خزانه، اوراق بهادار خزانه government stock سهام دولت، اوراق بهادار دولتي lockbox گاوصندوق، صندوق پست، خزانه ي اوراق بهادار liquidity preference theory نظريه رجحان نقدينگي، بر اساس اين نظريه که بوسيله جان مينارد، کينز اقتصاددان انگليسي ارائه شده است