اکتشاف
معنی انگلیسی
discovery exploration
واژههای انگلیسی با این معنی
- surface detection اکتشاف سطحي، رادار اکتشافي سطحي
- probability of detection احتمال اکتشاف، احتمال کشف
- radio detection اکتشاف راديويي، در معرض اکتشاف به وسيله بي سيم
- inexplorable غير قابل اکتشاف، جستجو نکردني، کاوش ناپذير
- antiwatching device ضامن ضد اکتشاف مين، وسيله ضد کشف مين
- flux valve دريچه اکتشاف ميدان مين، دريچه اکتشاف مغناطيسي مين
- detector crayon مداد دستگاه اکتشاف ش م ر، ميله کشف کننده
- sounding rocket موشک اکتشاف تغييرات جوي.
- fluxgate وسيله اکتشاف مين مغناطيسي، وسيله حساس به مين مغناطيسي
- detector paper کاغذ حساس دستگاه اکتشاف ش م ر
- fixer network شبکه اکتشاف و تعيين محل هواپيما روي، صفحه رادار
- spasur سيستم اکتشاف فضايي که مخصوص کشف اشياء، سرگردان در فضاي جو زمين است
- spadat سيستم رديابي و اکتشاف سفينه هاي فضايي
- air picket هواپيماي مخصوص اکتشاف و گزارش و رديابي، هواپيما و موشکهاي دشمن، هواپيماي گشتي هوايي
- fixer system سيستم اکتشاف و تعيين محل هواپيماهاي در، حال پرواز
- subaqueous ranging طريقه اکتشاف و تعيين محل هدفهاي غيرقابل، رويت دريايي، تعيين محل هدفهاي دريايي نامريي
- exploration پي گردي، اکتشاف، کاوش
- discoveries کشف، اکتشاف، اشکارسازي
- discovery کشف، اکتشاف، اشکارسازي
- explore پي گردي کردن (در)، اکتشاف کردن، معاينه کردن
- locator beacon برج اکتشافي، برج اکتشاف هوايي
- air surveillance مراقبت هوايي، تجسس و اکتشاف هوايي
- eureka > من کشف کردم<، ابراز پيروزي از اکتشاف.
- acoustic minehunting مين يابي صوتي، روش اکتشاف مين به طريق صوتي