ایام
معنی انگلیسی
season tide time
واژههای انگلیسی با این معنی
- holytide ايام عزيز، روزهاي مقدس
- f. times ايام قديم
- Christmastime ايام کريسمس
- Christmastide ايام کريسمس.
- leave of absence ايام ترک خدمت
- workweek ايام کار درهفته، ساعات کار هفته .
- Yuletide ايام عيد تولد عيسي.
- fasching جشن پيش از ايام روزه گيري
- Whitsuntide سه روز اول ايام عيد گلريزان.، سه روز اول اين هفته
- ash wednesday اولين روز ايام روزه مسيحيان.
- laydays ايام بارگيري و باراندازي کشتي
- running days ايام هفته (تعطيل يا غيرتعطيل)
- allhallowtide ايام عيد مقدسين در اوايل نوامبر
- lay day ايام بارگيري و باراندازي کشتي (مدت، مجاز)
- strike pay حقوق ايام اعتصاب که از طرف سنديکاهاي، کارگري به اعتصاب کنندگان پرداخت مي شود
- dog days ايام بين اول ژوئيه تا اول سپتامبر که هوا بسيار، گرم است، چله تابستان
- days of grace مهلت اضافي، ايام مهلت
- dog-days چله تابستان، ايام باخور
- workday روز کار، ايام کار اداري، ساعات کار اداري.
- workmen's compensation insurance بيمه کار، بيمه ايام کار.
- vacationist مرخصي رونده، گشتگر ايام تعطيلات.
- vacationer (vacationist) مرخصي رونده، گشتگر ايام تعطيلا ت.
- holy day تعطيل مذهبي، (درجمع) ايام متبرکه .
- leave year سال خدمتي، سال کار بدون محاسبه ايام، مرخصي يا ترک خدمت