ایران معنی انگلیسی Iran Iranian Persia واژههای انگلیسی با این معنی Persia ايران، امپراطوري ايران Iran ايران، فلات ايران all iran همه ايران، سرتاسرايران oil from Iran نفت ايران Ir مخفف ايران، ايراني، ايرلند rial واحد پول ايران، پادشاه، ملکه iranian physical society انجمن فيزيک ايران Karaj نام شهري در ايران Tehran نام يک شهر در ايران، پايتخت کشور ايران iranian mathematical sociaty انجمن رياضيات ايران iranian state railways راه اهن دولتي ايران iran-u.s. claims tribunal ديوان دعاوي ايران و آمريکا sogdian اهل سغديا يا سغد قديم ايران.، زبان سغدي tiara کلاه ويژه پادشاهان قديم ايران، تاج پاپ zamzam نام يک شرکت نوشابه سازي در ايران Bakhtaran شهر باختران يا کرمانشاه يا کرمانشاهان در، باختر ايران Avestan زبان اوستايي، زبان باستاني ايران. turkish bath گرمابه بخار، حمام (بنوعي که در ايران وترکيه مرسوم است). indo iranian هند و ايراني، وابسته به بخشي از زبانها....و ايران بدان سخن، ميگويند Iranian ايراني، نژاد ايرانييا ارياني، ايران