ایشان
معنی انگلیسی
they
واژههای انگلیسی با این معنی
- they ايشان، انها، انان
- theirs مال ايشان
- calumet چپق سرخ پوستان امريکا که نشانه صلح ايشان، است
- philhellenism هواخواهي از يونانيان يا استقلال کشور ايشان
- siamese twins دو تن ازاهل سيام که تن ايشان بهم پيوسته بود
- unprofitable servants مردمي که خرسندند باينکه تنهاانچه وظيفه، ايشان است بکنند
- nectar نوشابه اي که دار گونه ها مينوشند و مايه عمر، جاوداني ايشان بود، کوثر
- nectarous نوشابه اي که دار گونه ها مينوشند و مايه عمر، جاوداني ايشان بود، کوثر
- letter of marque پروانه دستگير کردن کشتي بازرگاني دشمن و، غارت کردن اتباع ايشان
- decemvirate ده تن قانون گزاران روم که دراختيارحکومت، نيزبه ايشان داده شده بود
- interlope مداخله کردن، پادرميان کارديگران گذاردن ايشان را، ازسودبرداري بازداشتن
- Carolinian وابسته به امپراطور شارلمان و دوران او، وابسته به چارلز اول و چارلز دوم پادشاهان، انگليس و دوران سلطنت ايشان
- bakuninism باکونينيسم، اصول عقايد باکونين نويسنده آنارشيست، روسي و همکار مارکس و انگلس که بعدها
- social credit اعتبار اجتماعي، نظريه اقتصادي ابراز شده به وسيله سرگرد، "ک . داگلاس " که به موجب آن اجبار
- attestation clause عبارتي که در ذيل اسناد بلافاصله قبل از، اسامي گواهي کنندگان امضا، امضا کننده
- whom که را ؟، که ها را ؟، به که