با آزادی معنی انگلیسی freely واژههای انگلیسی با این معنی rate integration gyro ژايرويي با يک درجه آزادي که محور خروجي آن، با مايع چسبناکي به محور دوران متصل شده council of Europe شوراي اروپا، شورايي که جهت بحث و مشورت در کليه امور، اعضا غير از دفاع ملي