با احساسات معنی انگلیسی feelingly واژههای انگلیسی با این معنی high mind با مناعت داراي احساسات بلند sectarianize با احساسات و تعصبات مسلکي اميختن، فرقه اي کردن. hoke با احساسات زياده از حد انجام دادن، آه واوه و اشک ريزي کردن، رجوع شود به hokum sentimentalize احساساتي کردن، با احساسات اميختن. subtext معني دروني، زير چم، احساسات و حرکات و انگيزه هاي همراه با متن voluntary manslaughter قتل غير عمد با سوء نيت نسبي، عبارت از حالتي است که قاتل در اثر غلبه، هيجان و غليان احساسات مرتکب قتلي شود