با خستگی معنی انگلیسی jadedly tiredly wearily واژههای انگلیسی با این معنی low-cycle fatigue خستگي ناشي از لرزشهايي با فرکانس کم، ناشي از تغيير سرعت دوران دستگاه high-cycle fatigue خستگي ناشي از لرزشهاي با فرکانس زياد refreshment نيرو بخش، تازه سازي، رفع خستگي (با خوردني يا اشاميدني) aromatherapy يک نوع معالجه کردن است براي رفع خستگي و هيجانات، به طريق ماساژ دادن بدن با روغنهاي خوشبو .