با سیاست معنی انگلیسی diplomatic واژههای انگلیسی با این معنی mc carthyism مک کارتيزم، سياست دست راستي افراطي و مخالفت با، ليبراليزم confedration of states اتحاد دول، مجموعه اي از دول را گويند که به علت، وجود مصالح مشترک و با رعايت اصل مساوات mixed capitalism سرمايه داري مختلط، نظام اقتصادي که در، آن بيشتر وسايل و ابزار توليد در مالکيت monetarists پول گرايان، طرفداران مکتب پولي، گروهي که معتقدند که سياست پولي در رابطه isolationism انزوا طلبي، سياست مبتني بر کناره گيري و دوري جستن، از جريانات سياسي جهان و نيز قطع رابطه active fiscal policy سياست مالي فعال، منظور دخالت فعالانه، دولت در ارتباط با تغيير مالياتها و bagger-my-neihbour trade palicy سياست فقير ساختن کشور همسايه به منظور، آباد ساختن کشور خود با استثمار آن