باختر
معنی انگلیسی
occident west
واژههای انگلیسی با این معنی
- occident باختر، غرب، مغرب
- west باختر، مغرب، غرب
- Bactria باختر، بلخ
- zephyr باختر باد، باد صبا، باد مغرب
- occidentally سوي باختر، در باختر، بشيوه باختريان
- westwards سوي باختر، بطرف مغرب
- north west شمال باختر، شمال غرب، شمال غربي
- occidental باختر غربي
- westward رو به باختر، سوي باختر
- westernism مصطلح در باختر
- westernmost واقع در دورترين نقطه باختر، غربي ترين
- anjou ناحيه ي آنژو در باختر فرانسه
- occidentalize داراي آداب يا عادات باختر کردن، فرنگي ماب کردن
- torna do يکجور گردباد که در باختر .....ميوزد، گردباد، طغيان
- Ionian وابسته به مستعمره يونانيدر کرانه باختر، اسيايصغير، وابسته به زبان و فرهنگ مردم ايونيا
- land's-end دماغه اي که در دورترين قسمت باختر انگلستان، واقع است
- south west جنوب غرب، جنوب باختر، جنوب غربي
- occidentalist کسيکه فرهنگ و آداب باختريان را جستجو ميکند، باختر شناس، مستغرب
- westerner ساکن مغرب، باختر نشين
- hesperia هسپريا، باختر زمين
- Bakhtaran شهر باختران يا کرمانشاه يا کرمانشاهان در، باختر ايران
- north westerly شمال غربي، وابسته بشمال باختر، در شمال باختر
- maelstrom گرداب بزرگ، (در کرانه باختر نروژ)
- mandrill يکجور بوزينه بزرگ و زشت، و درنده خو در باختر افريقا