بارانداز
معنی انگلیسی
dock landing quay wharf
واژههای انگلیسی با این معنی
- quay بارانداز، اسکله، ديوارساحلي
- dock بارانداز، لنگرگاه، پهلو گرفتن
- dockside بارانداز
- wharfinger صاحب بارانداز، اسکله دار
- hard stand بارانداز هوايي، بارانداز داخل فرودگاه، محل پارک اسفالت شده براي خودروها
- dock yard محوطه بارانداز، محوطه لنگرگاه
- quay wall ديوار بارانداز
- terminal operations عمليات بارانداز، عمليات اسکله اي
- free docks تحويل در بارانداز، نوعي قرارداد که در، آن کالا را در بندر مبدا به بندرگاه تحويل
- alternate water terminal بارانداز آبي موقت، بارانداز آبي يدکي
- beach unit يکان تهيه بارانداز، يکان مسئول اسکله يا خدمات ساحلي
- sea island terminal بارانداز داخل دريا، بارانداز يا اسکله روي دريا
- quayside زمين اطراف بارانداز.
- terminal command فرماندهي بارانداز نظامي، يکان عمليات سکوي نظامي
- navigation head بارانداز کنار اسکله دريايي، محل مبادله بار کشتيها در اسکله
- aerial port squadron گردان عمليات بارانداز هوايي، گردان بارانداز هوايي
- yardmaster رئيس محوطه بارانداز راه اهن.
- railhead depot بارانداز يا سکوي نظامي در ايستگاه، راه آهن
- truck head سکوي نظامي يا بارانداز کنار ايستگاه، خودروها
- terminal service company گروهان خدمات بارانداز يا سکوي نظامي
- wharf اسکله، بارانداز، لنگرگاه
- wharves اسکله، بارانداز، لنگرگاه
- embarcadero لنگرگاه، بارانداز
- terminal port بندر مقصد، بندر بارانداز، آخرين بندر حرکت