باراندازی معنی انگلیسی discharge disembarkation واژههای انگلیسی با این معنی wharfage حقوق باراندازي charge and discharge محل بارگيري و باراندازي laydays ايام بارگيري و باراندازي کشتي stevedoring charges هزينه هاي بارگيري و باراندازي lay day ايام بارگيري و باراندازي کشتي (مدت، مجاز) stevedore (در کشتي) متصدي يا ناظر بارگيري و باراندازي، مباشر باربري disembarkation پياده سازي (ازکشتي)، باراندازي aerial port لنگرگاه هوايي، باراندازي هوايي