بارش معنی انگلیسی fall precipitation radiation rain rainfall spatter واژههای انگلیسی با این معنی isohyet هم بارش، خط هم بارش isohyetal line هم بارش، خط هم بارش gathering ground بارش سرا، سرابان، آبريز duration of rainfall مدت بارش annual rainfall بارش سالانه rainfall index نمايه باران، شاخص بارش، شاخص بارندگي rainfall area پهنه باران، منطقه بارش، ناحيه بارندگي rainout ريزش ابر اتمي به علت رطوبت هوا، بارش غبار اتمي hyetology علم بارندگي، گفتار در باره بارش، مبحث بارش hyetography نقشه کشي از بارندگي، نمايش بارش با نقشه downfall افت، سقوط، ريزش nimbi هاله، دايره نوراني، ابر روشن nimbus هاله، دايره نوراني، ابر روشن