باروت
معنی انگلیسی
gunpowder powder
واژههای انگلیسی با این معنی
- gunpowder باروت، بارود، درمان
- blasting powder باروت
- gun powder باروت
- powder momey باروت بر، پادو
- powder charge خرج باروت، خرج پرتاب گلوله
- powder flask دبه باروت، باروت دان
- powder horn دبه باروت، باروت دان
- amorce خرج باروت، چاشني.
- powder f. دبه باروت
- cartouche لوله باروت، نقشه طومار، قاب
- powder bag کيسه باروت، کيسه خرج
- black powder باروت سياه
- gun-cotton باروت پنبه
- nitro cotton باروت پنبه
- pyropowder باروت فشفشه، باروت مخصوص مواد ترقه اي
- powder magazine انبار باروت، مخزن باروت
- cordite باروت بيدود
- e.c. powder باروت مانوري، باروت پرشعله
- guncotton باروت پنبه .
- hercules powder باروت کان کني
- double base powder باروت دو حبه اي، باروت دو مبنايي
- single base باروت يک حبه اي، تک ماده اي
- dual granulation باروت دو حبه اي
- single perforated باروت يک سوراخه