بارور کردن معنی انگلیسی enrich fecundate fertilize واژههای انگلیسی با این معنی impregnate آبستن کردن، بارور کردن، اشباع کردن milt اسپرز، طحال، تخم ماهي نر multiplied افزودن، بسيار کردن، زياد کردن multiplies افزودن، بسيار کردن، زياد کردن multiply افزودن، بسيار کردن، زياد کردن