باریک شدن معنی انگلیسی narrow slenderize واژههای انگلیسی با این معنی taper off کم کم باريک شدن، مخروطي شدن، تدريجا متوقف شدن. subtilize دقيق کردن، لطيف کردن، باريک شدن elongate درازکردن، امتداد دادن، درازشدن taper شمع، مومي، شمع کوچک taperingly شمع، مومي، شمع کوچک edge card يک تخته مدار که داراي قطعات باريک اتصال، در طول يک لبه بوده و براي متصل شدن با، رابط لبه طراحي شده است batten فربه شدن، پروراندن، تخته باريک slenderize لاغر کردن، لاغر اندام شدن، باريک کردن. diminish کم کردن، کاستن، کوچک کردن diminishment کم کردن، کاستن، کوچک کردن