بازار خرید معنی انگلیسی buyer's market واژههای انگلیسی با این معنی buyer's market بازار خريد، بازاري که در کنترل خريدارست buyers market بازار خريد futures market بازار خريد و فروش سلف open market operations عمليات بازار آزاد (خريد و فروش اوراق، قرضه توسط بانک مرکزي در بازار) open purchase خريد آزاد، خريد از بازار آزاد arbitrageur کسي که با استفاده از تفاوت قيمت در دو بازار، مختلف خريد و فروش ميکند، سهام باز open market operation عمليات دولت در بازار آزاد، خريد و فروشهايي که دولت از طريق، خزانه داري کل مي کند market overt بازار آشکار، بازار عمومي، محل خريد و overtrading خريد بيش از سرمايه، سوداگري بيش از نيازمندي بازار cornering the market قبضه نمودن بازار، خريد کلي و يکجاي، کالاهاي بازار