بازی با توپ معنی انگلیسی ballgame واژههای انگلیسی با این معنی ballplayers بازي کنندگان با توپ football فوتبال (يکجور توپ بازي با پا)، توپ فوتبال shinney بازي هاکي که با توپ چوبي بازي شود، چوب بازي هاکي، شيني بازي کردن. rackets يکجور توپ بازي با چوگاني که آنرا racket، ميگويند triple option بازي تهاجمي با 3 اختيار دادن توپ به مدافع، پرتاب بازيگر مياني حفظ توپ و دويدن با آن، يا پاس دادن (فوتبال آمريکايي) technical foul خطاي فني، بازي با توپ واترپولو در حال، ايستادن کف استخر netball بازي شبيه بسکتبال با 7 بازيگر، توپ گدائي، توپي که پس از برخورد با لبه