بالا پایین
معنی انگلیسی
reverse
واژههای انگلیسی با این معنی
- count down از بالا به پايين شمردن، شمارش معکوس
- dead-center position نقطه مرگ بالا يا پايين
- top down development توسعه از بالا به پايين
- bottom up technique روش اجرا از پايين به بالا
- jigging بالا و پايين بردن طعمه در آب
- top down programming برنامه سازي از بالا به پايين
- high/low/close/open graph نمودار بالا / پايين / بسته / باز
- hoist line کابلي که بدنه اسکريپر را بالا و پايين، ميبرد
- push down list ليستي که از پايين به بالا نوشته مي شود، به نحوي که هر ورودي جديد بالاي ليست قرار، مي گيرد
- dapping نوعي صيد ماهي با بالا و پايين بردن طعمه، تا مماس آب شود
- interdental consonant حرف مصمتي که با گذاردن زبان در ميان دندانهاي، بالا و پايين تلفظ ميشود
- vertical diagraph شکلي از سيستم رمز دو حرفي است که يک حرف، بالا و يکي پايين نوشته مي شود
- band-project filter فيلتر الکترونيکي که تنها يک باند معين از، فرکانسها و نوسانات را عبور ميدهد و حدود، بالا و پايين آنرا حذف ميکند
- upend راست نشاندن، بر روي پايه نشاندن، افکندن.
- jounce بالاوپايين انداختن، تکاندادن، تکانخوردن
- mosfet Metallic Oxide Semiconductor Field، Effect Transistor، يک نيمه هادي با ويژگي امپدانس ورودي
- carnassial دندانهايي که براي خرد کردن گوشت به کار، ميرود، اولين دندانهايآسياي پايين وآخرين
- differential ailerons ارتباط شهپرها به قسمتي که زاويه حرکت، شهپري که به طرف بالا حرکت ميکند از زاويه، شهپر ديگر که بطرف پايين حرکت ميکند
- negative true logic سيستمي منطقي که در آن يک ولتاژ بالا، بيان کننده بيت صفر و يک ولتاژ پايين، بيان کننده بيت يک مي باشد
- jungle gym چهارچوبي که اطفال روي ان تاب خورده و بالا، و پايين ميروند.
- uppercut آپرکات، ضربه کوتاه قوسي از پايين به، بالا (بوکس)