بالانس
معنی انگلیسی
headstand
واژههای انگلیسی با این معنی
- headstand بالانس سر
- swan balance بالانس قو
- swan support بالانس قو
- tiger balance بالانس ببر
- inverted cross بالانس صليب
- shoulder balance بالانس شانه
- peach basket ويميک بالانس
- torsional ballance بالانس پيچشي
- hand balance بالانس روي دست
- handstand بالانس روي دست
- frog balance بالانس قورباغه اي
- armstand dive بالانس برگشت (شيرجه)، شيرجه توام با، بالانس
- forearm balance بالانس روي ساقهاي دست
- frog head balance بالانس قورباغه اي روي سر
- english hand balance بالانس ژيمناست روي چوب موازنه
- press up از حالت زاويه به بالانس کشيدن
- wide arm handstand بالانس ژاپني با دستهاي فاصله دار
- tiger press حرکت از بالانس ساق دست به روي کف دست
- salomon damper خفه کن ديناميکي براي بالانس ميل لنگ و از، بين بردن نيرهاي نوساني
- static balance توازن ايستا، بالانس ايستا
- moore حرکت مور، 180 زير بالانس
- strelli استرلي، غلت عقب بطرف بالانس
- candlesticks شمع زدن، بالانس بايک شانه روي چوب موازنه
- L. مخفف کلمات زير است:، لاتين Latin، لاکتوباسيلوس