بایک معنی انگلیسی torment واژههای انگلیسی با این معنی nemine contradicen te بايک زبان، ياتفاق epistrophe ختم چندجمله بايک کلمه eliza برنامه اي که مباحثه يک بيمار را بايک، متخصص بيماريهاي دماغي شبيه سازي مي کند single space (درماشين تحرير) بايک فاصله يابافاصله خود، ماشين candlesticks شمع زدن، بالانس بايک شانه روي چوب موازنه commensurably بطورمتوافق، چنانکه بتوان بايک پيمانه اندازه گرفت