بخش بالایی معنی انگلیسی upside واژههای انگلیسی با این معنی calvarium بخش بالايي و گنبد مانند جمجمه، کاسه ي سر، تارک جمجمه tiilbar بخش بالايي نرمافزار هاي کامپيوتر که محل، ابزار برنامه است possitive stagger ترتيب قرارگرفتن بالهاي هواپيماي دوباله، بطوريکه لبه حمله بال بالايي جلوتراز بخش، متناظر بال پاييني باشد negative stagger ترتيب قرارگرفتن بالهاي هواپيماهي دوباله، بطوريکه لبه حمله بال پاييني جلوتر از، بخش متناظر بال بالايي قرارگيرد