بدل معنی انگلیسی double fake false reproduction stand-in substitute واژههای انگلیسی با این معنی nominative appositive بدل، اسمي که بعلت بدل شدن حالت فاعليت پيدا کند appositive بدل، عطف بيان stuntman بدل، جانباز crocker بدل coronilla بدل سنا imitation lace توري بدل، توري نما faience بدل چيني، لعابي dutch gold زرورق بدل imitation diamond الماس بدل cardiac وابسته بدل، قلبي، مقوي قلب parry a grip بدل (کشتي) moom بدل (تکواندو) automatic exchange رد و بدل کننده خودکار. branch exchange رد و بدل کننده شعبه اي. strass شيشه اي که از آن جواهر بدل ميسازند، جواهر بدل، گوهر شيشه اي passing action عمليات رد و بدل کردن کالا و تدارکات، مبادله تدارکات olympic lift بدل کنده يک چاک با کشيدن پاي حريف از، داخل (کشتي)، کنده يک چاک (کشتي) spurious قلب، بدل، قلابي succedaneum عوض، بدل، جانشين brocatel زري، بدل، بادله substituent عوض، بدل butterine کره مصنوعي، بدل کره margarine کره تقليدي، بدل کره apposition گذاشتن يا زدن (مهر)، حالت بدل، نسبت بدل