بدنه هواپیما معنی انگلیسی fuselage واژههای انگلیسی با این معنی belt frame اسکلت محيطي بدنه هواپيما wing position وضعيت بال نسبت به بدنه هواپيما airframe mechanic تعميرکار بدنه هواپيما با مجوز اف آ آ empty weight وزنه بدنه هواپيما و موتور و تجهيزات آن monocoque ساختمان سه بعدي مثل بدنه هواپيما که فاقد، سازه داخلي بوده و همه تنش بر پوسته و، اجزاء ساختماني که بلافاصله زير آن قرار cocooning رنگ کردن هواپيما، روکش دادن بدنه هواپيما، آب بندي کردن درز وسايل هواپيما cantilever ratio نصف طول دو سر بال تقسيم بر حداکثر طول، پنهان بال داخل بدنه هواپيما air foil سطوح ايروديناميک هواپيما، پوششهاي قابل انعطاف بدنه هواپيما cantilever wing بال يک هواپيماي يک باله که بدون پايه يا، وايرهاي خارجي به بدنه هواپيما متصل شده airframe اسکلت هواپيما، شاسي هواپيما، بدنه هواپيما