بدون اینکه معنی انگلیسی without واژههای انگلیسی با این معنی inadvisably بدون اينکه صلاح باشد over-break خاکبرداري اضافي و کندن و جابجا شدن اضافي، خاک يا قطعات سنگي که دراثر موار منفجره، بدون اينکه بخواهيم کنده شود irrelevantly بطور بي ربط، بطور نامربوط، بدون اينکه وابستگي داشته باشد free float فرجه آزاد، مدت زماني که يک فعاليت را، ميتوان به تعويق انداخت بدون اينکه در accelerationists شتاب گرايان مکتبي که بر اساس اعتقاد، آنها هر گونه اقدام در جهت کاهش نرخ، طبيعي بيکاري بدون اينکه قادر باشد اين intensive cultivation زراعت عمقي، اضافه کردن مقدار توليد از طريق افزايش، عامل کار يا سرمايه بدون اينکه سطح زير freedom of seas آزادي درياها، آزادي رفت و آمد کشتي ها در خارج از، آبهاي ساحلي کشور مجاور در زمان صلح pareto criterion معيار پاراتو، ضابطه پاراتو، بر اساس اين معيار که در اقتصاد رفاه