بدیعی معنی انگلیسی rhetorical واژههای انگلیسی با این معنی figures of speech صنايع بديعي florid اراسته ازصنايع بديعي، مصنع، پرگوشه purple passage نوشته اراسته به صنايع بديعي. floridity اراستگي (ازصنايع بديعي ياشيرين کاريهاي، موسيقي)، گلگوني rhetorical معاني بياني، بديعي، وابسته به فصاحت وبلاغت ornately قطور آراسته، باصنايع بديعي، باآب و تاب ornate آراسته، مزين، آراسته به صنايع بديعي florulent گل دار، پرگل، خوش عبارت flowerier گل دار، پرگل، خوش عبارت floweriest گل دار، پرگل، خوش عبارت flowery گل دار، پرگل، خوش عبارت imageries شکل و مجسمه، نگاره و تنديس، مجسمه سازي imagery شکل و مجسمه، نگاره و تنديس، مجسمه سازي