بر روی
معنی انگلیسی
on upon over
واژههای انگلیسی با این معنی
- glss-bell مردنگي (بر روي گل)
- flank vault پرش يکطرفه بر روي خرک
- screenable قابل نمايش بر روي پرده .
- wafter چيز شناور بر روي هوايا اب.
- friars lantern روشنايي شبانه بر روي باطلاق، چيز گمراه کننده، نور کاذب.
- paint roller mill دستگاه مالش رنگ بر روي ديوار، غلطک دسته دار ويژه نقاشي ساختمان
- jacquard نقوش و تصاوير بر روي پارچه .، موج يا نقش بافته شده در پارچه
- stay sail (د.ن.) بادبان نصب شده بر روي ديرک.
- electroplat قرار دادن يک فلز بر روي سطح مواد با، استفاده از الکتروليز
- sound frack محل مخصوص ضبط صوت بر روي حاشيه فيلم، ناطق.
- snowblink انعکاس نور خورشيد بر روي برف يا يخ.
- french telephone تلفن داراي گوشي ودهاني نصب بر روي يک، دسته .
- chalcography هنر حکاکي و قلمزني بر روي ظروف مسي و، برنجي
- discography ضبط صدا و ثبت ان بر روي صفحه گرامافون.، فهرست کليه ي صفحات گرامافون يک هنرمند، يا موضوع و غيره
- refresh rate تعداد دفعات در ثانيه که يک تصوير بر روي، CRT بايد مجددا" ترسيم شود تا چشمک نزند، ميزان دوباره سازي
- reverse video کاراکترهاي تيره بر روي زمينه نمايش روشن، تصوير معکوس، صفحه نمايش معکوس
- humeral veil پارچه مستطيل شکلي که کشيشان بر روي شانه، مي اندازند، قبا
- isoclinic line خطي بر روي نقشه که بوسيله ان نقاطي که در، انجاها تمايل سوزن مغناطيسي يکسان است، نشان داده ميشود.
- coreldraw يکي از نرمافزارهاي طراحي بر روي کامپيوتر
- dieresis دو نقطه اي که بر روي بعضي ازحروف ميگذارند، تا تلفظ ان حرف راازحرف مجاورش جداسازد.
- neontology بر رسي در جانوراني که در روي زمين مانده اند، بر رسي جانوران مانده
- after-image ماندن اثر تصوير بر روي شبکيه بعد از قطع محرک اصلي، تصوير
- tromsillumination معاينه اندامي بوسيله انداختن روشنايي زياد، بر روي آن
- zincography کنده کاري با روي، حکاکي بر روي، قلمزني روي