برافروختن معنی انگلیسی enkindle واژههای انگلیسی با این معنی enkindle دامن زدن، برافروختن، سخت ترکردن overheat زياد گرم کردن، دو آتشه کردن، برافروختن portfire اتش زنه، فندک، برافروختن فيش فيشه هاو مواد اتشگيردر کانها kindle روشن کردن، گيراندن، افروختن provoke انگيختن، تحريک کردن، وادار کردن