برای آن
معنی انگلیسی
therefor
واژههای انگلیسی با این معنی
- therefor براي آن (منظور)
- niladic مربوط است به عملياتي که براي آن هيچ، عملوندي مشخص نشده است
- steppingstone سنگي که براي عبور پا روي آن ميگذارند، جا پا، وسيله ي پيشرفت
- lifting body هواپيمايي که قسمت عمده يا کل براي آن، توسط شکل ويژه آن تامين ميشود
- reseau شبکه بندي کردن عکس براي انطباق آن با، نقشه، اخراج اشعه
- beadhouse نوانخانه اي که ساکنان آن ميبايستي براي، بانيهاي آن دعا ميکردند .
- frequency shift keying روشي براي انتقال اطلاعات که در آن وضعيت، بيت ارسال شده توسط يک لهجه شنيدني مشخص، مي شود
- letters missive نامه رسمي پادشاه که در آن کسي براي اسقفي، گماشته شده است
- water plate بشقابي که ته آن دو طبقه و براي آنست که آب گرم، در ميان آن بريزند...نگاه دارند
- target market بازاري که سخت افزار يا نرم افزار مخصوصا، براي آن طراحي شود
- roofer نامه سپاس گزاري که شخص پس از رفتن از خانه، اي براي صاحب آن ميفرستد
- spaced armor تهيه زره دو پوشه يا دو پوسته، دو پوسته کردن زره براي تقويت آن
- p-system سيستم عامل ريزکامپيوتري با امتياز اساسي، که برنامه هاي نوشته شده براي آن روي، محدوده گسترده اي از ماشينهاي گوناگون
- fee tail تقسيم مالکيت اراضي بين مالک و ديگري، به نحوي که نصف آن براي خود مالک و نيم، ديگر به منتقل اليه (متهب) برسد
- diesel ramjet موتور رم جت که سرعت آن به حدي است که، گرماي حاصل از تراکم هواي داخل آن براي، احتراق سوخت کافي است
- sense switch سوئيچ حساس کنسول کامپيوتري که ممکن است، يک برنامه براي پاسخ گيري به آن سيگنال، بفرستد
- summing up evidence نطق اختتاميه وکيل در انتهاي دادرسي که، ضمن آن ادله و مدافعات خود را براي هيات، منصفه شرح مي دهد
- crocus cloth پارچه زبري که اکسيد فريک قرمزرنگ ظريف و، ريزساينده اي روي سطح آن قرارگرفته و براي، جلا دادن فلزات بکار ميرود
- fishbowl قدح ماهي، جايي که در آن کردار انسان براي ديگران کاملا، آشکاراست
- CMI سرنام " "computer-managed instruction و اصطلاحي، است براي هر نوع آموزشي که در آن از کامپيوترها به عنوان، ابزارهاي آموزشي استفاده ميشود. نيز نگاه کنيد به CAI
- cross compiler کامپايلري که روي يک ماشين اجرا مي شود، در حاليکه اين ماشين با ماشيني که اين، کامپايلر براي آن طراحي شده است تا
- afterthought پس انديشه، فکر کاهل، چاره انديشي براي کاري پس از کردن آن
- statitizing فرآيند انتقال يک دستورالعمل از حافظه، کامپيوتر به ثبات هاي دستورالعمل و، نگهداري آن آن در آنجا بگونه اي که براي
- slutsky theorem قضيه اسلاتسکي، براساس اين قضيه با کاهش، قيمت يک کالا مقدار تقاضا براي آن افزايش