برای جامه معنی انگلیسی dress واژههای انگلیسی با این معنی paris doll مجسمه براي ازمايش جامه زنانه lustring يکجور پارچه ابريشمي سفت باف که براي جامه، زنانه و نوارسازي بکار ميرود fearnought يکجورپارچه کلفت پشمي که براي جامه ملوانان، بکارميرود، ادم بيپر tweed يکجور پارچه پشمي با پشم و نخ که براي جامه، مردانه به کار ميرود tweediness يکجور پارچه پشمي با پشم و نخ که براي جامه، مردانه به کار ميرود complimentary mourning جامه ماتم که کسي براي احترام بمرده اي که با، اوخويشي ندارد بپوشد swimwear لباس شنا، جامه هاي گوناگون براي شنا paduasoy پارچه ابريشمي راه راه و بادوام که درسده، هيجدهم براي جامه بکار مي بردند night clothes جامه خواب، لباس خواب، جامه شبانه براي تو خانه pipe clay يکجورگل سفيدکه براي درست کردن پيپ ياچپق و، پاک کردن جامه بکارمي رود