برای خود
معنی انگلیسی
auto-
واژههای انگلیسی با این معنی
- assert one's rights براي استيفاي حق خود
- retainer نگاهداري چيزي براي خود، حکم نگاهداري وضبط
- snuggle خود را براي گرم شدن يا غنودن جمع کردن، مچاله شدن
- dissave ذخيره خود را براي کارهاي جاري خرج کردن، بدون پس انداز ماندن.
- lawn bowling point يک امتياز براي رساندن گوي خود به گوي جک، نزديکتر از گوي حريف (بولينگ روي چمن)
- prime cost بهايي که خود بازرگان براي کالايي داده است
- insinuative smile لبخندي که براي خود شيريني يا خود جا کني باشد
- misappropriate اختلاس کردن، براي خود برداشتن، حيف وميل کردن
- appropriate اختصاص دادن، براي خود برداشتن، تصرف کردن
- valentine معشوقه يا معشوقي که شخص در روز 14 فوريه، براي خود برمي گزيند ...
- pre engage از پيش بکار گماشتن، از پيش براي خود تهيه کردن، تعهد قبلي کردن
- sickFOR home دلتنگ، دلتنگي کننده براي ميهن وخانه خود، بيماروطن
- fee tail تقسيم مالکيت اراضي بين مالک و ديگري، به نحوي که نصف آن براي خود مالک و نيم، ديگر به منتقل اليه (متهب) برسد
- capacity cost هزينه توليد وقتي که واحد توليد کننده، حداکثر ظرفيت خود را براي توليد به کار، برد
- summing up evidence نطق اختتاميه وکيل در انتهاي دادرسي که، ضمن آن ادله و مدافعات خود را براي هيات، منصفه شرح مي دهد
- beebread آميزه اي زرد فام از هاگها، گياهي و عسل که زنبوران براي نوزادان خود، ميسازند
- redundancy check تستي متکي بر انتقال بيت ها و کاراکترهايي، که بيش از حداقل تعداد لازم براي بيان خود، پيام هستند
- acetiam علت (فرضي)، براي عملي تا قاضي بتواند راي خود را بدهد.
- godiva (افسانه انگليسي) زن اشرافي قرن يازدهم که، براي آنکه شوهر خود را وادار به لغومالياتهاي، سنگين بکند عريان سوار اسب شده درخيابانهاي
- independently مستقلانه، ازادانه، براي خود
- pre empt با حق شفعه بدست اوردن، بشفعه خريدن، از پيش براي خود تامين کردن
- armed peace صلح مسلح، حالتي که دولتها بدون درگيري، نظامي خود را براي جنگ احتمالي آماده
- huygen's principle قانون عمومي مربوط به همه حرکتهاي موجي :، هر نقطه دلخواه در جبهه فاز يا جبهه موج، ميتواند خود منبع ثانويه اي براي انتشار
- utopian socialism سوسياليسم تخيلي، طرفداران مکتبي که هر، يک مدينه فاضله اي براي خود تصور ميکردند