برجا معنی انگلیسی deep-set fixed stable واژههای انگلیسی با این معنی sessile benthos کف زيان برجا، ته زيان برجا indefeasible rights حقوق پا برجا movables مال منقول، دارايي نا برجا resolute صاحب عزم، ثابت قدم، با تصميم real واقعي، حقيقي، صحيح