برزیل معنی انگلیسی Brazil واژههای انگلیسی با این معنی assai نخل برزيل brazilwood چوب برزيل braz مخفف: برزيل gloxinia نوعي گياه مخوص برزيل. amazonas استان آمازوناس در کشور برزيل nambi-uvu نوعي بيماري در سگها که در برزيل ديده ميشود در اين، بيماري زردي و خونريزش از گوش حيوان مشاهده ميشود، عامل اين بيماري انگلي خوني است بنام رانجلياويتالي. brazilian برزيلي، اهل برزيل arroba معيار وزن در کشورهاي اسپانيايي زبان، واحد وزن در کشورهايپرتغال و برزيل، واحد اندازه گيري مايعات در کشورهاي kala-azar کالا آزار، بيماري عفوني است که ميزان مرگ و مير ناشي، از آن زياد است اين بيماري در کناره هاي مديترانه