برق انداختن معنی انگلیسی buff polish varnish water wax واژههای انگلیسی با این معنی brushes برق انداختن supercalender غلتک ويژه ي برق انداختن کاغذ، با غلتک برق انداختن hot-press آهار زدن، برق انداختن، جلا دادن simonize واکس زدن، برق انداختن . wattage مقدار نيروي برق بر حسب وات.، مقدار واتهاي لازم براي به کار انداختن ماشين، بخصوص