برقی کردن معنی انگلیسی electrify واژههای انگلیسی با این معنی electrise الکتريکي کردن، برقي کردن electrodeposit ته نشست برقي، قالبگيري برقي، برق افکني pull off باوجود مشکلات بکارخود ادامه دادن، مقاومت کردن، نيروي کشش برقي. frig يخچال برقي، سردخانه، دستگاه مبرد. volcanize ولکانيزه کردن، جوش اکسيژن زدن، جوش برقي دادن